یه بوم خالی (با نیلا)
یه بوم خالی ( شقایق ) شَقایِقِِ،... زخمیِ من، از عُمقِ واژِ قَد بکش با اسم من مُقابِلِ هُجومِ شَب، سپر بِکِش با اون نگاهِ مبهمت رو تنِ خُشکِ من ببار چادُرِ نور، رویِ سرِ، شبِ سیاهِ غم بِکِش بیا و با حُضورِ درد، یادَمو با خودِت ببر از این سکوتِ مُنجمِد، ترانَمو سفر ببر ببین که توو، هِق هِقِِ مَن، صدا به بُنبَست رسیده بیا و تَنِ خسته رو، به مرزِ بال و پر ببر یه بومِ خالی اَم ببین، تشنه یِ دستای تو
صدایی بازآفرینیشده با هوش مصنوعی؛ جنتلمنی ۵۵ ساله، خوشپوش و اصیل، با حالوهوای کافههای قدیمی تهران




شیون ارجمند
ریوان



